در این مدت حجم کارم انقدر زیاد بوده که متاسفانه فرصت سر زدن به وبلاگم رو پیدا نکردم. پرداختن به خاطرات بی تکرار اولین سال خدمت به مملکتم باشه برای زمان دیگه ای...امشب می خوام در شب بیست و دوم بهمن سال نود و هفت، در آستانه چهلمین جشن پیروزی انقلاب اسلامی مون، از حال و هوای مدرسه در این روز بگم.
اگر خاطرتون باشه در زمان آقای حاج بابایی، وزیر آموزش و پرورش دولت آقای احمدی نژاد، رسم بین التعطیلین برقرار شد. که البته این اسم رو هم اولین بار در سریال مسافران شنیدیم. یادمه اون زمان دانش آموز دوره راهن
برچسب:
نویسنده: نیکی کوشکی
بیش از چهار ماه و نیم از شروع کارم گذشته...کاری که دوستش داشتم و حالا عاشقش شدم...در این مدت حجم کارم انقدر زیاد بوده که متاسفانه فرصت سر زدن به وبلاگم رو پیدا نکردم. پرداختن به خاطرات بی تکرار اولین
برچسب:
نویسنده: نیکی کوشکی
برچسب:
نویسنده: نیکی کوشکی
انقدر از آخرین باری که وارد فضای نوشتن شدم گذشته که چند دقیقه ای فکر کردم چطور شروع کنم...در این مدتی که نبودم، سوژه کم نبود. هر کدوم از این سوژه ها انقدر حرف داشته برام که دلم می خواد در پست های جداگانه بنویسم...یادمه یه روز که تو مترو بودم و داشتم از دانشگاه برمی گشتم، مشغول خوندن کتابی بودم و داشتم هم زمان ازش روی برگه ای ک داشتم، یادداشت برداری می کردم. یکی از بچه های کاری که قبلا هم دیده بودمش، اومد و جنسش رو تبلیغ کرد... وقتی متوجه من شد اومد و جلوم ایستاد. گفت:�یه دیقه خودکارتو میدی یه چیز بنویسم؟�گفتم:�کجای می خوای بنویسی؟�گفت:�تو کتابت. یه گوشه کوچیک می خوام بنویسم.�گفتم:�تو کتاب که نمیشه. صبر کن بهت برگه بدم.�یکی از برگه هامو بهش دادم با خودکار. ازم گرفت و برگه رو گذاشت رو کتابم و شروع کرد به کشیدن یه سری خطوط. کارش که تموم شد نشونم داد و گفت: �این چیه؟�نگاهی انداختم و سعی کردم بفهمم مفهوم اون خط و خطوط رو...گفتم:�نمی دونم. راهنماییم کن�گفت:�تو دریاست�وقتی با دقت بیشتری نگاه کردم، شکل نهنگ رو تشخیص دادم. نهنگی که اگر دقیق نگاه می کردی، جزئیاتش رو تشخیص می دادی.گفتم:�اسمت چیه؟�گفت :�عماد�گفتم:�عماد، بیا این برگه رو هم بگیر�برگه بزرگ تر رو از دستم گرفت. جنسایی که برای فروش آورده بود رو روی زمین رها کرد و برگه رو گذاشت کف قطار و خودشم نشست و غرق شد. غرق دریایی که داشت سوژه ه
برچسب:
نویسنده: نیکی کوشکی
برچسب:
نویسنده: نیکی کوشکی
بعد از چند ساعت کار کم وقفه و عارض شدن گردن و کمر درد و باز هم با وجود اینکه نیمه شبه و فردا ارائه آ.پ تطبیقی کانادا رو دارم، 30 ثانیه بعد از خاموش کردن سیستم، دوباره روشنش کردم تا بنگارم!!
از لذت نوشتن در آرامش و سکوت شب نتونستم بگذرم.این هفته، یه کارگاه یادگیری مشارکتی و یه همایش چهار سوق شرکت کردم. اولی رو بخاطر رو دربایستی و تقریبا اجباری، دومی رو هم کاملا خدا خواهی! ولی الحمدلله از هر دو راضی بودم و خوشحال شدم که در نظام آفرینش، اجبار هم وجود داره!
کارگاه شنبه برگزار می شد و من باید بعد کارورزی تا ساعت 6 دانشگاه می موندم و این برام سخت بود. مخصوصا اینکه مطمئن نبودم از مفید بودنش. ولی به خاطر رودربایستی با دوستم، خ. ارشد راد و یک سری مسائل دیگه، دل رو به دریا زدم و رفتم که خدا رو شکر ورای تصوراتم بود... از همین تریبون استفاده و از ایشون تشکر می کنم.
همون روز شنبه، بعد از کارگاه وقتی برگشتم خونه، طی یک حس جو گیری مفرط، دچار خود مفید انگاری مزمن شدم و تصمیم گرفتم بدون از دست دادن ثانیه ها، در چهار سوق که جمعه صب بر گزار می شد، ثبت نام کنم.
اما اون شب نت یار نبود و موفق نشدم. اون حسی که قبل تر گفتم بهم دست داده بود، به تدریج کم و کم و کمتر شد تا رسید به پوچی! همون جمله معروف�که چی؟�.
مدام نفس اماره می گفت:�6 صب جمعهههه می خواییییی تو این سرمااااا پاشی بری تاااااا خیابون حجااااب؟ ب
برچسب:
نویسنده: نیکی کوشکی
پیش نوشت1: پیش نوشت ها رو لطفا بعد از خوندن کامل پستم بخونید:)
پیش نوشت 2: بد نیست نگاهی داشته باشید به انواع هجرت...راهگشاست و کلیدی برای فهم محتوای پنهان این مطلب...
پیش نوشت 3: در هجرتهای خود، منو فراموش نکنید...!
«ان الذین توفیهم الملائکة ظالمی انفسهم قالوا فیم کنتم قالوا کنا مستضعفین فی الارض قالوا الم تکن ارض الله واسعة فتهاجروا فیها» (نساء/97).
همیشه تو زندگیم شرایطی پیش اومده که مجبور به رفتن شدم...
و جدا شدم از موقعیتی که دوستش داشتم...
همیشه بیزار بودم از این اتفاق... خب خیلی سخته... تصورش رو بکنید وقتی مدتها تو یه محیط بودی و با همه چیز- از در و دیوار گرفته تا آدما- اخت شدی، اتفاقات
برچسب: هجرت,
نویسنده: نیکی کوشکی
برچسب: دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور,دائما یکسان نباشد,دائما یکسان نباشد حال,دائما یکسان نباشد حال دنیا غم مخور,
نویسنده: نیکی کوشکی
برچسب: بي سي صد وجفا,
نویسنده: نیکی کوشکی
برچسب: ما هر چه داشتیم به پای تو ریختیم,
نویسنده: نیکی کوشکی
برچسب: يوم الحسره,یوم الحسره چیست,یوم الحسره در قرآن,یوم الحسره یعنی چه,وانذرهم یوم الحسره,مسلسل یوم الحسره,آیه یوم الحسره,
نویسنده: نیکی کوشکی
برچسب:
نویسنده: نیکی کوشکی
برچسب:
نویسنده: نیکی کوشکی
برچسب:
نویسنده: نیکی کوشکی
برچسب:
نویسنده: نیکی کوشکی