خرید بک لینک
تابستون داره نفسای آخرشو میزنه و «باز آمد بوی ماه مهر...»

باید اعتراف کنم هنوز از تابستون سیر نشدم. با وجود گرمایی بودنم از داغی هوا هم خسته نشدم...

وقتی به یاد صبحای سرد و تاریک و مسیر دور و پوشیدن اجباری لباس گرم که فقط خدا میدونه چقدر بدم میاذ، میفتم، این حس در من تقویت میشه!!

آخه منه فروردینی رو چه به مهر... مهری که بیشتر ازش بوی بی مهری میاد...

روزای طولانی و روشن و گرم و نم نم بارون رو چه به شبای سرد و خشن و یخبندون...

آلو و گرمک و شلیل و هلو و گوجه سبز رو چه به میوه های خسته زمستون...

اطلا آبله مرغون رو چه به آنفولانزا...؟!!

میگن اونایی که نیمه اول سال بدنیا میان، حال و هوای اون موقع از سال رو دوست دارن و بالعکس... نمی دونم چقدر درسته ولی به نظر میرسه در مورد من صادقه...

البته باد خنک مهر ماه و بارون و انار و پرتقال جایگاهشون غیر قابل انکاره ولی چه کنم که بهار ، بهاره و زورش می چربه...

(سکانس دوم):

بیستمین پاییز زندگیم در راهه و من خوشحالم از این تغییرات در راه... فصل، هوا، برنامه های روزانه و...

با توجه به تابستون نسبتا پرباری که گذروندم، روزای خوبی رو تو پاییز و زمستون برای خودم پیش بینی می کنم؛ البته ان شاالله...

«یاد مورچه هایی افتادم که خوب آذوقه جمع کردن و خیالشون راحته!!»

در تابستونی که گذشت، دوتا قورباغه مهم رو قورت دادم !!

اولا ورزشی که از حدود 7،8 سال پیش به فکرش بودم رو بالاخره شروع کردم و بعدم تعلیم رانندگی ثبت نام کردم... که این کارهم حدود 2 سال تو برنامه هام بود برای انجام دادن!!

و این نشون میده یه خرده، فقـــــــــــط یه خرده، دیر تصمیم میگیرم...!!

جدای از شوخی احساس قدرت می کنم از اینکه به حس های منفیم در این دو زمینه غلبه کردم و رفتم تو دل ماجرا... به هرحال این توصیه ای از طرف حضرت امیره...

دیگه اینکهههه.... تو این تابستون خاله شدم و مجددا دختر خاله... سفر رفتم... کلاس های استاد گرانقدر رو بی برو برگرد شرکت کردم... کتااااب خوندم خیییلی زیااااد... فیلم هم ایییی...کم و بیش... و خلاصه خوب بود همه اینا...

از همه مهمتر دارم به قورباغه های دیگه زندگیم برای قورت دادن فکر میکنم و این به نظرم خیلی مهمه...

دعا کنید برای پایدار بودن این احوال خوب...

.

.

.

پ.ن1: این پست رو در دو سکانس براتون تعریف کردم که دو پرده از حس های مختلف ای روزام رو ببینید...

پ.ن2: سکانس اول رو اول پست ننوشتم تا سورپرایز شید!!

پ.ن3: پاییز خوبی در پیش داشته باشید.

برچسب: نویسنده: نیکی کوشکی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 6:43

صفحه بندی